مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
113
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
پس بدانستيم كه : نظر كردن به « اثر » مؤدّى مىگردد به معرفت « مؤثّر » يكى از طرق معرفت حق اين است كه : استدلال كنند از « خلق » به « خالق » ، و از « محدث » به « قديم » و از « مربوب » به « ربّ » ، و از « عبد » به « إله » . ففي كلّ شيء له آية * تدلّ على انّه واحد پس چون ما موصوف به صفات حق گشتيم ؛ و مظهر او شديم . و صفات حق اعيان ما باشد . پس ما وصف حق - تعالى - نكرده باشيم به صفتى ؛ الّا آنكه ما خود عين آن صفت « 237 » بوده باشيم . اللّهمّ ، صفت وجوب ذاتى خاص است كه ما را نيست ؛ بلكه آن حق - تعالى - را است ؛ وحده لا شريك له . مولانا جلال الحق رومى - سلام اللّه عليه - در اين معنى كه ما خود عين صفت حقايم ، غزلى گفته ؛ كه مطلعش همانا اين است : هر كه ز ماه پرسدت ، بام برآ « 238 » كه همچنين * هر كه ز حور پرسدت ، رخ بنما كه همچنين در بعضى نسخهها چنين يافتيم كه : الا لنا ذلك الوصف ؛ و معنى آن چنين باشد كه : هر وصفى كه حق - تعالى - به آن موصوف است ، و ما او را بدان وصف ياد كرديم ، همان وصف ما را نيز حاصل است ؛ الّا وجوب ذاتى . كه خاصّ حق را است - تعالى شأنه - . فلمّا علمناه بنا و منّا نسبنا اليه كلّ ما نسبناه الينا . و بذلك وردت الإخبارات الإلهيّة على ألسنة التّراجم إلينا . پس چون ما حق را به خود شناختيم ، و از خود شناختيم ، به آنكه در خود سير كرديم ، و خود را باز يافتيم ، هر چه حق - تعالى - آن را [ به ما ] نسبت
--> ( 237 ) - ن : عين آن وصف ( ك ) . ( 238 ) - ن : پرسدت ابرونما ( ك ) .